تعدادي ديگر از كرامات و معجزات حضرت زهرا
1 ـ نورانى شدن چادر مبارك حضرت زهرا سلاماللَّهعليه 2 ـ آمدن لباسها و زيورهاى بهشتى براى حضرت زهرا سلاماللَّهعليه 3 ـ لباس بهشتى حضرت زهرا سلاماللَّهعليه در مجلس عروسى 4 ـ نزديك شدن مردم به هلاكت به واسطهى نفرين حضرت زهرا سلاماللَّهعليه 5 ـ مستجاب شدن نفرين حضرت زهرا سلاماللَّهعليه در مورد عمر 6 ـ ملاقات حوريان بهشتى با حضرت زهرا سلاماللَّهعليه 7 ـ نازل شدن جبرئيل بر حضرت زهرا سلاماللَّهعليه پس از رحلت پيامبر (ص) 8 ـ در آغوش كشيدن حسنين عليهمالسلام توسط حضرت زهرا بعد از شهادت 9 ـ خاكسپارى حضرت زهرا و صحبتهاى زمين با اميرالمؤمنين عليهالسلام
Detail
حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا
روزى عايشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن و حسين (ع) با آرد و شير و روغن در ديگى غذاى حريره درست مىكرد. ديگ بر روى اجاق و آتش مىجوشيد و بالا مىآمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مىزد. عايشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بيرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چيز شگفتآورى ديدم، و آن اينكه دست به درون ديگى كه بر روى آتش مىجوشيد برده، آن را به هم مىزد. گفت: دختركم! اين را پنهان كن كه كار مهمى است. اين خبر كه به گوش پيامبر اكرم (ص) رسيد، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود: همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مىكنند. سوگند به آن كسى كه مرا به پيامبرى برگزيد، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پيوند فاطمه حرام كرده است، فرزندان و شيعيان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند كه آتش و خورشيد و ماه از آنها فرمانبردارى كرده در پيش رويش جنيان شمشير زده، پيامبران به پيمان و عهد خود دربارهى او وفا مىكنند، زمين گنجينههاى خودش را تسليم او نموده، آسمان بركاتش را بر او نازل مىكند. واى، واى، واى به حال كسى كه در فضيلت و برترى فاطمه شك و ترديد به خود راه دهد، و لعنت و نفرين خدا بر كسى كه شوهر او، على بن ابىطالب…
Detail
چرخيدن آسياى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا
جناب ابوذر مىگويد: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد. به خانهاش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسياب دستى را ديدم كه بدون اينكه كسى باشد به خودى خود، مىگردد. دوباره او را خواندم، بيرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتيم و پيامبر متوجه على (ع) شد و چيزى به او گفت كه من نفهميدم. گفتم: شگفتا! از دستاسى كه بدون گرداننده مىگردد. آنگاه پيامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ايمان و يقين كرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او كمك كرد و كفايتش نمود. مگر نمىدانى كه خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را يارى دهند؟! (1)
1 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 29.
Detail
اقرار به رسالت پدر در شكم مادر
وقتى كه كفار از پيامبر اسلام (ص) انشقاق قمر را خواستند، زمانى بود كه خديجه (س) به فاطمه (س) حامله بود و خديجه از اين سؤال كفار ناراحت شده و گفت: زهى تأسف براى كسانى كه محمد را تكذيب مىكنند! در حالى كه او فرستادهى پروردگار من است. پس فاطمه (س) از شكم مادرش صدا كرد: اى مادر! نترس و محزون نباش، زيرا خدا با پدر من مىباشد. پس وقتى كه مدت حمل خديجه (س) تمام شد و موقع وضع حمل رسيد، خديجه فاطمه (س) را به دنيا آورد و او به نور جمال خود تمام جهان را روشن و منور ساخت.(1)
1 ـ روض الفائق، ص 214
Detail
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا
حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مىشد كه اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم: پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانهى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانهى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچههايش گرسنه بودند و تكهنانى در آنجا نيز به دست نيامد. هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايهها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مىمانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مىخورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانهاش دعوت كرد. فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائدهى آسمانى تعجب مىكرد و خيره خيره به آن تماشا مىنمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد: هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشا بغير…
Detail
توسل حضرت زكريا به حضرت زهرا
مولايمان حضرت بقية اللَّه، ارواحنا فداه، در پاسخ سعد بن عبداللَّه در ضمن حديثى طولانى مىفرمايد: حضرت زكريا از پروردگارش درخواست نمود كه نامهاى «پنج تن» را به او بياموزد. جبرئيل (ع) بر او نازل شده آنها را به او آموخت. هرگاه كه زكريا نام محمد، على، فاطمه، و حسن (ع) را مىبرد، اندوهش برطرف مىشد، ولى همين كه نام حسين (ع) را مىبرد، بغض گلويش را مىفشرد و نفسش به شماره مىافتاد و گريهاش مىگرفت. روزى گفت: خداوندا! چه سرى دارد كه هرگاه نام چهار نفر از اينان را مىبرم غم و اندوهم برطرف شده و خاطرم تسكين مىيابد، ولى به هنگام نام بردن از حسين (ع) اشكم جارى و آه و نالهام بلند مىشود؟ خداوند متعال داستان حسين (ع) را به او خبر داده و فرمود: «كهيعص». (1) «كاف» اسم كربلا، «هاء» هلاكت و نابودى خاندان پيامبر، «ياء» يزيد كه به حسين ظلم و ستم نمود، «عين» اشاره به عطش و تشنگى حسين و «صاد» صبر او است. زكريا (ع) كه اين مطلب را شنيد، سه روز از مسجد خود بيرون نرفت و دستور داد كسى بر او وارد نشود و شروع به گريه و زارى نمود و ذكر مصيبت او اين عبارات بود: خداوندا! آيا بهترين آفريدگانت به فرزندش مصيبت زده مىشود؟ آيا چنين مصيبتى بر آستانهى آنان فرود مىآيد؟ خداوندا! آيا على و فاطمه اين چنين عزادار مىشوند؟ بعد گفت: خداوندا! فرزندى به من بده كه در دوران پيرى ديدگانم به او روشن شده، وارث و جانشين من باشد! او را براى من به مانند حسين (ع) نسبت به حضرت محمد (ص) قرار ده! بعد از…
Detail
توسل حضرت ابوطالب به حضرت زهرا
قبل از تولد على (ع) در مكه زلزلهى شديدى رخ داد، به طورى كه سنگهاى بزرگ از كوه بلقيس جدا شده و به پايين پرتاب مىشد. حضرت ابوطالب (ع) بر بلندى آمد و گفت: «الهى و سيدى اسئلك بالمحمدية المحمودة و بالعلوية العالية و بالفاطمية البيضاء الا تفضلت على اهل التهامة بالرحمة والرأفة». پس همان زمان زمين آرام گرفت و مردم آن كلمات را حفظ كرده و در شدايد و بلاها مىخواندند، ولى جهت آن را نمىدانستند
Detail
سرورى حضرت فاطمه زهرا بر مريم و آسيه
معرفى مريم عليهاالسلام در مقام الگوى شايستهى همهى مؤمنان در حالى است كه بهترين تفسيركنندهى آيات قرآن، مريم را سرور بانوان زمانهى خويش معرفى مىكند و فاطمه را سيد، سرور و سرآمد جملهى زنان در طول تاريخ: مريم سرور زنان زمانهى خويش بود، اما دخترم فاطمه سرور همهى زنان جهان، از آغاز تا فرجام آن است(1) او قسمتى از وجود من، نور چشم من، ميوهى قلب من و روح ميان دو پهلوى من است! فرشتهاى بر من نازل شد و به من بشارت داد كه فاطمه، سرور همهى زنان اهل بهشت و نيز سرآمد همه بانوان امتم است. (2) صديقة لامثلها صديقة- تفرغ بالصدق عن الحقيقة بدا بذالك الوجود الظاهر- سر ظهور الحق فى المظاهر هى البتول الطهر و العذراء- كمريم الطهر و لا سواء فانها سيدة النساء- و مريم الكبرى بلا خفاء. (3) بدين ترتيب فضيلت و سرورى فاطمه عليهاالسلام بر آسيه و مريم ثابت مىشود. آرى، مقام و منزلت زهراى مرضيه نه تنها بسى والاتر از مقام آسيه و مريم صديقه است، كه اوج فضيلت آسيه و مريم بدان است كه توفيق خدمتگزارى آستان حضرت خديجهى كبرى را به هنگامهى وضع حمل فاطمه زهرا يافتهاند: (4) مريم به ابريق بهشتى شويد او را- عيسى فراز آسمانها جويد او را اگر خدا مىخواست دربارهى حضرت زهرا عليهاالسلام مثل بزند، مىفرمود: و ضرب اللَّه مثلا للذين امنوا فاطمة بنت محمد. او الگوى همهى زنان و مردان با ايمان است. او سرور بانوان هر دو جهان است. افتخار آسيه و مريم آن است كه از خدمتگزاران درگاه فاطمه عليهاالسلام مىباشند.
1ـ رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: انها (فاطمة) لسيدة نساء…
Detail
فاطمه زهرا و پاداش مؤمنان در هنگام مرگ
سدير مىگويد: به حضرت صادق عليهالسلام عرض كردم: فدايت شوم يابن رسولاللَّه، آيا مؤمن از قبض روحش كراهت دارد؟ فرمود: خير (نه به خدا سوگند)، چون هنگامى كه ملكالموت براى قبض روحش مىآيد و وى اظهار ناراحتى مىكند، فرشته مرگ به او مىگويد: اى ولى خدا، بىتابى مكن. سوگند به خدايى كه محد را بحق برانگيخت، من به تو از پدر خوب و مهربان به فرزندش مهربانترم، چشمانت را باز كن و نگاه كن. سپس فرمود: «فيتمثل له رسولاللَّه و اميرالمؤمنين و فاطمة والحسن والحسين والائمة (من ذريتهم) صلواتاللَّهعليهم.» - انوار مقدسه رسولاللّه و اميرالمؤمين و فاطمه و حسن و حسين و ائمه (از نسلشان) (صلواتاللّهعليهم) نزد او ظاهر مىشوند. ملكالموت مىگويد: اينها رفقاى تواند. او چشمانش را مىگشايد و به آنان نگاه مىكند و سپس به خود خطاب مىكند: (1) (يا أيتها النفس المطمئنة) (2)إلى محمد و أهل بيته عليهمالسلام (إرجعي إلى ربك راضية) بالولاية (مرضية) بالثواب، (فادخلي في عبادي) يعني: محمد و أهل بيته و (و ادخلي جنتى)، فما من شىء احب إليه من انسلال روحه و اللحوق بالمنادي.»(3) اى روان آسوده به محمد و اهلبيتش! بازگرد به سوى پروردگارت. در حالى كه هم تو خشنود به ولايت هستى، و هم او با ثوابش از تو خشنود است. پس داخل شود در زمرهى بندگانم، يعنى: محمد و اهلبيتش، و داخل بهشت خودم شو. در اين هنگام هيچ چيز براى مؤمن از بيرون آمدن جانش و پيوستن به نداكننده دوست داشتنىتر نيست. بيان: غرض از اينكه اين روايت ذكر حضرت زهرا عليهاالسلام در رديف سائر ائمه عليهمالسلام و جزو اهلبيت عصمت بودن ايشان است.
1ـ در نقل كافى اين…
Detail
پاداش سلام بر فاطمه زهرا
يزيد بن عبدالملك نوفلى از پدرش از جدش چنين روايت كرده است: روزى خدمت حضرت فاطمه زهرا (س) مشرف شدم، ابتدا آن حضرت بر من سلام كرد و فرمود: پدرم (در زمان حياتش) فرمود: هركس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت براى او خواهد بود. از حضرتش پرسيدم: آيا اين مطلب مخصوص دوران حيات و زندگى شما و آن حضرت است و يا شامل بعد از فوت شما و ايشان نيز خواهد بود؟ فرمود: هم در زمان زندگى و هم پس از مرگ ما. (1)
1ـ مناقب ابنمغازلى شافعى، ص 363.
Detail
حضرت زهرا و كشتى نوح
رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه خداوند متعال اراده فرمود كه قوم نوح را نابود كند، به او دستور داد كه تختههاى درخت ساج را قطع كند. بعد از بريدن ندانست چه كند. جبرئيل فرود آمد و شكل كشتى را به او نشان داد و صندوقچهاى كه يكصد و بيست و نه هزار ميخ در آن بود برايش آورد. وى غير از پنج ميخ تمام آنها را در آن كشتى به كار گرفت دستش را به يكى از آنها زد، آن ميخ در دست او تابيده همچون ستارهاى نورانى در وسط آسمان درخشيد، نوح متحير و شگفتزده شد. خداوند آن ميخ را به زبان فصيح و گويا به نطق آورد و گفت: من به نام بهترين پيامبران حضرت محمد بن عبداللّه (ص) مىباشم. جبرئيل نزد او آمد، نوح به او گفت: اى جبرئيل! اين چه ميخى است كه تاكنون چيزى شبيه آن نديدهام؟ گفت: اين ميخ به نام بهترين انسانهاى اولين و آخرين، حضرت محمد بن عبداللَّه (ص) است. آن را در قسمت جلوى راست كشتى به كار گرفت. بعد دستش را به ميخ دوم زد، نورى از آن درخشيد و اطراف را روشن كرد، نوح (ع) پرسيد: اين ميخ چيست؟ جبرئيل پاسخ داد: ميخ برادر و پسرعمويش على بن ابىطالب (ع) است. آن ميخ را در جلو سمت چپ كشتى كوبيد. بعد دستش را به ميخ سوم زد، آن نيز درخشيد و اطراف را روشن كرد. جبرئيل به او گفت: اين ميخ فاطمه (س) است. آن را در كنار ميخ پدرش حضرت رسول (ص) كوبيد. بعد دستش را به ميخ چهارم زد، آن نيز درخشيد و اطراف را روشن…
Detail
مراد از طوبى!
امام باقر (ع) فرمود: از رسول خدا (ص) دربارهى آيهى شريفهى «الذين آمنوا و عملوا الصالحات طوبى لهم و حسن مآب» سؤال شد، فرمود: طوبى درختى است در بهشت كه ريشهاش در خانهى من و شاخهاش در بهشت است. گفته شد: يا رسولاللَّه! دربارهى آن از شما قبلاً سؤال شد و شما فرموديد كه آن درختى است در بهشت كه ريشهاش در خانهى على و فاطمه و شاخهاش در بهشت مىباشد. رسول خدا (ص) فرمود: همانا در قيامت خانهى من و خانهى على و فاطمه در يك جاست.(1)
1ـ ينابيع المودة، ص 131.
Detail
خشم فاطمه زهرا موجب غضب الهى
حاكم (1)به نقل از على عليهالسلام آورده است: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به فاطمه فرمود: خداوند با غضب تو غضب مىكند و با رضاى تو خشنود مىشود. اين حديث را همچنين ابناثير (2)ابنحجر (3)و متقى (4) روايت كردهاند. حاكم (5) به نقل از ديلمى از على عليهالسلام آورده است: خداوند- عزّوجلّ- خشمگين مىشود با خشم فاطمه و خشنود مىشود با خشنودى فاطمه. در همان صفحه دوباره (با كمى اختلاف) حديث را به نقل از ابويعلى و طبرانى و ابونعيم ذكر مىكند. ذهبى در ميزان الاعتدال (6) به نقل از طبرانى با سندى كه اعتراف به صحت آن مىكند، از على عليهالسلام نقل مىكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به فاطمه فرمود: همانا پروردگار با غضب تو غضب مىكند و با رضاى تو خشنود مىشود. محب طبرى به نقل از على عليهالسلام مىنويسد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: فاطمه، همانا خداوند با غضب تو غضب مىكند و با رضاى تو، خشنود مىشود. شگفت است! احاديث اين باب با صراحت دلالت دارد بر اينكه خداوند در اثر غضب فاطمه غضب مىكند- در اول فصل پيشين نيز روايتى از بخارى آورديم كه بر همين مضمون دلالت داشت- و همچنين دلالت دارد بر اينكه خشم فاطمه، رسول خدا را نيز خشمناك مىكند، با اين همه خود بخارى مىنويسد: فاطمه دخت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر ابىبكر غضب كرد و از او دورى مىكرد تا آنكه از دنيا رفت. همچنين در باب «غزوة خيبر» مىنويسد: فاطمه از ابىبكر دورى كرد و با او سخن نگفت…
Detail
شركت در مباهله
(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِن بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُل تَعالَوا نَدْغُ اَبْناءَنا و اَبْناءَكم وَ نِساءَكُم وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الكاذِبينَ) (1) «پس هركه در اين (باره) پس از دانشى كه تو را (حاصل) آمده، با تو محاجه كند، بگو «بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان، ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فراخوانيد، سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» مفسران و راويان حديث اجماع دارند به اينكه آيه شريفه فوق در مورد اهلبيت نبوت نازل شده است يعنى امام على و امام حسن و امام حسين و فاطمه صلى اللَّه عليه و آله و سلم (2) مراد از كلمه «ابنائنا» در آيه حسن و حسين و مراد از «نسائنا» فاطمه زهرا عليهاالسلام و مراد از «انفسنا» امام على عليهالسلام مىباشد كه در واقع نفس او، نفس رسولاللَّه است. سبب نزول آيه چه بوده است؟ با حفظ اصل قضيه مباهله، احاديث فراوانى از طريق اهل سنت وارد شده است كه با اندك تغييراتى، به طور خلاصه چنين نقل كردهاند: پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چون مسيحيان نجران را براى مباهله دعوت كرد، گفتند به ما مهلتى ده تا دربارهى آن فكرى كنيم، زمانى كه به خانهى خود برگشتند، به «عاقب» كه صاحب رأيشان بود، گفتند: اى عبدالمسيح چه كنيم؟ رأى تو چيست؟ گفت: اى جماعت نصارى! به خدا قسم كه فهميدهايد محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم پيامبر و فرستاده الهى است. اينك موضوعى را پيش كشيده كه جداكنندهى حق از باطل است و هيچ پيامبرى با قومش…
Detail
فاطمه سرور زنان عالم
اينكه فاطمهى زهرا عليهاالسلام، برترين زن جهان هستى است و در پيشگاه خدا و بهشتبرين بر تمام زنان تفوق خواهد داشت، يك موضوع مسلم است، كه از روايات زياد استنتاج مىگردد و در منابع معتبر سنى و شيعى به آن تصريح گرديده است. ولى در اين موضوع، در مورد زنان ديگرى چون حضرت مريم نيز تعبيرهاى مشابهى هست، كه بايد به طور اختصار مسأله را مشخص نماييم. رسول خدا مىفرمايند: دخترم فاطمه عليهاالسلام ذاتاً و از جهت خانواده و حسب و نسب بهترين انسان روى زمين است. (1) و در يك حديث ديگر مىفرمايند: فرزندانم حسن و حسين بعد از من و پدرشان بهترين انسان روى زمينند و مادرشان فاطمه عليهاالسلام برترين زن روى زمين مىباشد. (2) و در حديث سومى از آن حضرت آمده است: فاطمه عليهاالسلام سرور زنان عالميان است. (3) و بالاخره در حديث چهارم، پيامبر الهى مىفرمايند: ملكى به من نازل شد كه بىسابقه بود و در ضمن سخنانش مژده داد كه حسن و حسين سروران جوانان اهل بهشت و مادرشان فاطمه عليهاالسلام سرور زنان اهل بهشت است.(4) در اين احاديث چهارگانه كه بيشتر آنها از منابع اهل سنت نقل گرديد و متون عربى آنها در پاورقى ضبط شد، استفاده مىشود كه فاطمهى زهرا برترين زنان جهان و بهشت است. در اين صورت اين سؤال پيش مىآيد كه قرآن مجيد در سورهى آلعمران آيهى چهل و دوم حضرت مريم را برترين زنان عالم معرفى مىكند آيا فاطمه عليهاالسلام برتر است يا مريم؟ حقيقت امر كدام است؟! اين سؤال را حسن بن زياد از امام صادق عليهالسلام كرد و آن حضرت در جواب فرمودند: اينكه قرآن، مريم…
Detail
فضيلت فاطمه بر انبياء ديگر
ما در فصل بيست و يك جلد اول كتاب تجليات ولايت (از صفحهى 184 تا 192) با استناد به دلائل متقن و روايات معتبر، ثابت كردهايم كه ائمهى اطهار عليهمالسلام بر پيامبران پيشين جز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله برترى دارند و طبق احاديث معتبر ديگر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمده است كه اميرالمؤمنين نسبت به ساير ائمه فضيلت بيشترى دارند. و از سوى سوم مىدانيم كه حضرت فاطمه عليهاالسلام كفو و همتاى اميرالمؤمنين است و اگر على عليهالسلام نبود، همتايى براى آن حضرت در روى زمين و در ميان مخلوقات پيدا نمىشد و اين ادعا مضمون احاديث فراوانى است كه از طريق اهل سنت و تشيع در منابع معتبر به دست ما رسيده است و به عنوان تبرك نمونهاى به خدمت خوانندگان تقديم مىداريم، بنابراين حضرت فاطمه عليهاالسلام جز پدر و شوهرش بر همگان برتر است. در رواياتى از پيامبر خدا و جناب جبرئيل از سوى الهى و حضرت امام صادق و حضرت امام رضا آمده است: ان اللَّه عز و جل يقول: لولم اخلق عليا لما كان لفاطمه كفو على وجه الارض آدم فمن دونه (1) خداوند مىفرمايد: اگر على را خلق نمىكردم، در روى زمين همتايى براى فاطمه عليهاالسلام پيدا نمىشد خواه آدم و غير او. اين حديث برترى على و زهرا عليهاالسلام را بر تمام انبياء و ماخلق اللَّه جز رسول خدا ثابت مىنمايد و علماى بزرگ نيز در كتابهاى كلامى در اين زمينه بحثهايى دارند... علاوه بر اينها عبداللَّه بن مسعود، از طريق اهل سنت حديث معتبرى را از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه…
Detail
فاطمه مافوق قانون
يكى از معيارهاى ارزشى اسلام مراعات ادب بويژه در ارتباط با بزرگان و مربيان است و حتى آمده است: كسى كه ادب ندارد، ايمان ندارد. آيات و روايات زيادى در اين زمينه هست كه از موضوع بحث ما خارج مىباشد.... در زمان رسول خدا گروهى از ضعيفالايمانها و منافقين هنگام ديدار با پيامبر الهى، بدون مراعات القاب آن حضرت، تنها با اسم، آن بزرگوار را صدا مىزدند، خداوند متعال آيهى شصت و سه سورهى نور (1)را فرستاد و بدين وسيله مؤمنين و مسلمانان مأمور گشتند با تعبير: يا رسولاللَّه و يا «نبىاللَّه» آن حضرت را خطاب كنند. از حضرت فاطمهى زهرا عليهاالسلام آمده است كه پس از نزول اين آيه، من هم مثل ديگران هنگام ديدار، پدرم را با لقب، يا رسولاللَّه، مخاطب قرار مىدادم و از گفتن: پدر جان خوددارى مىكردم و چندين بار چنين نمودم، ولى در برابر خطاب من، آن حضرت ساكت بود و جواب نمىداد. سپس خطاب به من فرمودند: يا فاطمه! اين آيه در حق تو و اهلبيت تو نازل نشده. تو از منى و من از تو. خطاب آيه به افراد خشن و ستمگر و خود برتربين است، تو اگر مرا پدر خطاب كنى بهتر است و چنين روشى باعث حيات دل من و رضايت خداوند است. (2) اين حديث نشان مىدهد كه فاطمه و اهلبيتش عليهمالسلام تا چه ميزانى در پيشگاه خدا و پيامبرش ارزش دارند؟ و حتى در حديث ديگرى در اين رابطه آمده است: شخصى در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دزدى كرد و حضرت دستور داد چهار انگشت دست او را قطع كنند، دزد عرض كرد: يا رسولاللَّه!…
Detail
عالم به طفيلى فاطمه زهرا
فاطمهى زهرا عليهاالسلام از ديدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست كه بدون وجود او جهان خلقت به وجود نمىآمد. بنابراين هرچه بوده و هست و خواهد بود به يمن و بركت آن بانوى عزيز هر دو جهان است. چنانچه پيامبر خدا، از پروردگار عالم نقل مىكنند: عن النبى عن اللَّه تعالى: يا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولا لما خلقتك ، و لولا فاطمه لما خلقتكما. (1) اى پيامبر الهى! اگر تو نبودى جهان را نمىآفريدم و اگر على عليهالسلام نبود تو را خلق نمىكردم، و چنانچه فاطمه عليهاالسلام نبود، تو و على را نيز به دنيا نمىآوردم. شايد اين حديث در مرحلهى نخست و بدون تفكر قابل هضم نباشد، ولى با يك مقدماتى كه به طور خلاصه بايد گفت: پيامبر الهى و اهلبيت معصومش همگى يكى بوده و شاخ و برگ يك درخت مىباشند. و از نظر هدف نيز مكمل و متمم يكديگرند، بنابراين، بدون تصور فاطمه عليهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آيين اسلام و رسالت پيامبر و ولايت اميرالمؤمنين كمشعاع و كمفروغ خواهد بود. آرى ولايت على عليهالسلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولايت و فرزندانش نتيجه بخش اهداف رسالت و ولايت مىباشند. در اين زمينه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مىفرمايند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد يوم القيمه.» (2) رسول خدا در خانهى اميرالمؤمنين در حالى كه على عليهالسلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من و تو و اين دو فرزند (حسن و حسين) و اين استراحتكننده (على) همگى در پيشگاه…
Detail
گفتار پيامبر در شأن فاطمه زهرا (س) و آينده ايشان
مرحوم صدوق از ابنعباس روايت مشروحى نقل كرده كه پيامبر (ص) در آن، از ستمهائى كه به اهلبيت (ع) مىشود خبر داده است، از جمله از مطالب آن روايت اين است كه فرموده: امّا دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلين و آخرين است، او پارهى تن من، و نور چشم من، و ميوهى دل من و روح من است كه در وجود من مىباشد، او حوراء انسيّه است، چون در محراب عبادت خود در پيشگاه خدا به عبادت پردازد، نور او، براى فرشتگان آسمان مىدرخشد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمين مىدرخشد، خداوند به فرشتگانش مىفرمايد: «اى فرشتگان من، كنيز مرا كه سرور كنيزان من است، بنگريد كه در پيشگاه من براى عبادت ايستاده، مشاهده كنيد كه چگونه از خوف من، اندامش مىلرزد و با همهى قلبش به عبادت من رو آورده است، شما را گواه مىگيرم كه من: شيعيان او را از آتش، ايمن ساختم. (يا گواهى مىدهم نزد شما، كه شيعيان او را از آتش دوزخ ايمن ساختم). (1) مؤلّف گويد: پيامبر (ص) بعد از اين گفتار فرمود: من هرگاه فاطمه (س) را مىنگرم به ياد حوادث و مصائبى مىافتم كه بعد از من بر او وارد مىگردد، گوئى مىنگرم كه پريشانى وارد خانهى او شده، و به او بىاحترامى مىشود، و حقّش غصب مىگردد، و از دستيابى به ارزش بازداشته مىشود، و پهلويش شكسته مىشود و فرزندش سقط مىگردد، او ندا مىكند: يا مُحَمَّداهُ! جوابى نمىشنود يارى مىطلبد ولى كسى او را يارى نمىكند، همواره بعد از من محزون و غمگين و گريان است، گاهى بياد مىآورد كه وحى از خانهاش قطع شده،…
Detail
جنگ و صلح با حضرت زهرا مانند جنگ و صلح با ديگر اهلبيت
حضرت زهرا سلاماللَّهعليها، در مقام ولايت شريك اميرالمؤمنين و حسنين عليهمالسلام است، و «جنگ و يا صلح با فاطمه و دوستى و دشمنى نسبت به او» عينا همانند «حرب و يا سلم با على و حسنين، و حب و با بغض نسبت به آنان» است. (رواياتى كه در اين خصوص نقل گرديده است به شرح زير است): زيد بن ارقم از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين روايت مىكند: «قال رسولاللَّه لعلى و فاطمة والحسن والحسين: انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم». «پيامبر اكرم خطاب به على، فاطمه، حسن و حسين فرمود: من، با هر كسى كه با شما در جنگ باشد، در جنگم، و هر كسى كه با شما از در صلح و آشتى درآيد، من نيز با او در صلح و صفا خواهم بود». اين روايت با عبارات مختلف نقل شده است؛ گاه آن حضرت مىفرمود: «انا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم»، در موقع ديگر چنين فرمايد: «انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم»، و در جاى ديگر مىفرمايد: «انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم»، يا اينكه مىفرمايد: «انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم». اين حديث شريف را حاكم در مستدرك، بغوى در مصابيح، خطيب تبريزى (2) در مشكاه المصابيح، جصاص در احكام القرآن، ابن كثير (3) در البدايه و النهايه، محب الدين طبرى در ذخائر العقبى، ابن اثير (4) در اسد الغابه، ترمذى (5) در جامع صحيح، ابنعساكر در تاريخ شام، ابن ماجه (6) در سنن، ابنصباغ در فصول، طبرانى در معجم، و جمعى ديگر از علماى شيعه و سنى نقل كردهاند. (7) زيد…
Detail